تبلیغات

حدیث روز

شادی روح شهدا صلوات

فینا

خوش آمدید

خوش آمدید
وبلاگicon
آموزش شنا انسان به واسطه ضربان قلبش زنده نیست،حیات او به غذا وابسته نیست،او به لطف خدا زنده است

صفحه اصلی | آرشیو مطالب | پست الکترونیک | تماس با ما| RSS 2.0

آموزش شنا
هرکه یک حــاجت بــــرادر مـومنش را روا کنـــــد خــداونـد صــــــــد هــــــــزار حاجت او را در قیامت برآورد . ( امــام صــادق) 
>

آموزش شنا خصوصی و100%تضمینی

آموزش نجات غریق

کلاس های آب درمانی و هیدروتراپی

معرفی به مسابقات و حضور در مسابقات کشوری

ما بهترین نیستیم اما بهترین ها ما را انتخاب می کنند

اخبار

برای درج تبلیغات کلیک کنید

برای درج تبلیغات کلیک کنید

برای درج تبلیغات کلیک کنید

نویسندگان
لینک به روایت تصویر
ابر برچسب ها
میوه های فصل (شنا)


علی کنار استخر نشسته بود. زانوهایش را در بغل گرفته بود. با حسرت به بچه های کوچکی که داخل استخر شنا می کردند نگاه می کرد.


یکدفعه احساس کرد کسی بالای سرش ایستاد. به آرامی پشت سرش را نگاه کرد. هادی، دوستش بود که پشت سر او ایستاده بود. هادی با لبخند گفت: «تو هم که همه اش کنار استخر نشستی، مگر نیامدی شنا کنی؟»

ناگهان یکی از بچه ها که خیلی چاق بود، با شکم توی آب شیرجه زد و شلپی صدا کرد. علی و هادی خندیدند.

هادی گفت: «علی آقای ترسو! اشکال تو این است که از آب می ترسی و تا وقتی هم که از آب بترسی، هیچ وقت شنا کردن یاد نمی گیری. اصلاً بلند شو برویم پیش مربی شنای ما. من از او خواهش می کنم به تو هم شنا یاد بدهد. بعد دست علی را گرفت و به طرف مربی راه افتادند»

مربی به لبه استخر نزدیک شد و گفت؟ «بیا جلو پسر! تو دوچرخه سواری بلدی؟»

علی گفت: «بله، بلدم.»

مربی مرحله های شنا کردن را برای او توضیح داد و گفت: «شنا کردن مثل رکاب زدن در دوچرخه سواری است. اگر نترسی و آرامشت را حفظ کنی، می توانی روی آب بمانی. حالا باید بپری تو آب!»

علی مرتب داخل آب می پرید و دست و پا می زد. گاهی هم زیر آب می رفت. یک لحظه احساس کرد که روی آب مانده است. او حالا می توانست شنا کند. به آرامی شنا می کرد و به طرف دیگر استخر می رفت. هادی داخل آب پرید. خودش را به هادی رساند و گفت: «حالا باید با من مسابقه بدهی.» بعد هر دو خندیدند و با هم شنا کردند.

خیلی به آنها خوش گذشت. علی خاطره امروز را هیچ وقت فراموش نمی کند. او خیلی خوشحال و سرحال است.

نگاهش به دیوار کنار استخر می افتد. روی آن حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله نوشته شده:«به کودکانتان شنا بیاموزید».

علی لبخندی می زند و می گوید: «واقعاً چه جمله جالبی!»

او تازه فهمیده چرا پدرش همیشه به او اصرار می کرد شنا یاد بگیرد.



مهر سا
سه شنبه 12 شهریور 1392 09:18 ب.ظ
من شنا را خیلی دوست دارم
در جستجوهای گوگل رتبه اول را داشته باشید
سه شنبه 21 خرداد 1392 09:44 ق.ظ
اگر می خواهید در جستجوهای گوگل وبلاگ خود را در رتبه های اول قرار دهید باید تبادل لینک های مفید داشته باشید . با تبادل لینک رایگان در سایت ما اعتبار وبلاگ خود را بالا خواهید برد.

سایت تبادل لینک 118 با الگوریتم های جدید گوگل سازگار می باشد و تبادل لینک مفید را برای سایت شما ایجاد می نماید.

با تشکر از شکیبایی شما
موفق باشید
پاسخ shena blog: با افتخار لینک شدید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



داغ کن - کلوب دات کام
[ سه شنبه 21 خرداد 1392 ] [ 08:19 ق.ظ ] [ shena blog ]

دعای فرج
درباره وبلاگ

این وبلاگ رو راه اندازی کردم تا دوستان و علاقه مندان به شنا استفاده کنند ان شاالله ورزش شنای شهرمون ارتقاء پیدا کنه
تبلیغات
آمار سایت

بازی آنلاین

وصیت نامه شهداء
آموزش تضمینی شنا
(بهترین لینک باکس)